قرعه كشي ...
ای خدااااااااااااا ،ماهان جونم نشد مامانی.... ببخشید گلم که مامانی تو قرعه کشی مشهد مقدس از طرف اداره برنده نشد

آخه خیلی خودمو و شما رو برا این سورپرایز آماده کردددددددددده بودم
جالبه که لیست نفرات رو خودم نوشتم و کلی رو اسم خودم سلام و صلوات فوت کردم و ورد خوندم
بعدم که جلسه قرعه کشی شروع شد..معاون و حراست اداره ازم خواستن خودم قرعه ها رو بردارم
اگه از قبل می دونستم مامانی همه رو اسم خودم رو مینوشتم
شوخی کردما مامانی جونم مامانی از این کارا بلد نیس
خودم از اول می دونستم قراره خودم اینکارو بکنم چون همیشه اینجوری بوده...ولی مامانی آدم منصفیه
و منصافانه قرعه کشی شد و ٥ نفر عنوان نفرات اصلی و ٣ نفر ذخیره انتخاب شدن و اسم منم توشون نبود
البته برا مهر ماه و بعدش مهمانسرای ادارمون تو مشهد خالی و ما هم راحتر میتونیم برا زیارت بریم، ولی این یه توفیق اجباری میشد که بدون منت و زحمت مرخصی بگیرم
خوووووووب دیگه اینم شانس ما..راستی رئیس و روسا دلشون سوخت که اسم خودم تو قرعه در نیومد میخواسن برام ارفاق قائل بشن وپارتی بازی کنن
و بعدم گفتن که برا تفریح برم رامسر که بدون قرعه کشی بود اما من دلم فقط زیارت می خواست و یه دنیا دلتنگ امام رضا هستم
..باشه مامانی حالا یه بار دیگه انشالله نوبت ما میشه یا دو سه ماه دیگه که خلوت تر بشه خودمون سه تایی میریم



ماماني فداي اون نگاه نازت با اون موهاي سيخ سيخيت ...خودمون انشالله سه تايي ميريم..غصه نخوريا مامي..



قرعه كشي ...
