ماهان جونم ماهان جونم، تا این لحظه: 18 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره
آیهان منآیهان من، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

ماهانی وآیهانی قند و نبات

پيك نيك مجردي ماماني...

1392/3/2 10:49
510 بازدید
اشتراک گذاری

این چه مامانی من دارم خداااااااااااااااا...کدوم مامانی دلش مییاد بچه به این ناز نازی  و خوبي رو سرش شیره بماله و بگه میرم ماموریت،،و بعدشم ازدهنش بپره که  مجردی با دوستاش و همکاراش رفته  بوده پیک نیک  و تازشم خیلیم  بهشون خوش گذشته و جای ما خالی بوده ...تازه خجالتم نکشیده برا من و باباییم سوغاتی هم آورده ..اصنم  من و باباییم سوغاتی موغاتی نمی خام..خودمون میریم گردش بستنی میخریم به مامانی خانمی هم نمی دیم تا حالش سر جاش بیاد... بابايي ام مي دونسته ماماني رفته گردش الكي ميگه طفلي ماماني امروز تعطيلم رفته سركار..چقد هم همو دوست دارن و به من دروغ ميگن..بعدشم ميگن  ماهان دروغ گفتن بده ،ماهان  دروغ گفتن زشته.. ماهان دروغگو دشمن خداست.. مامان باباي دشمنان خداااااااااناراحتناراحت      (( سخنان گوهر بار ماهان جان به گلگی از بنده با پرستارش..))

 

اي جون دلم ماماني ،،من چقد الان شرمندتمآخ

.

.

دفعه بعد که بخوای بری  گردش منم باید ببرییا وگرنه اجازه نمی دم برررررررررری....از خود راضی حالا فعلا برا من و خانم عبدي(پرستارش) دنت و بستني و كيك بگير تا يه ذره ببخشمت.. ((خطاب به بنده))

.

.

مامان خانم  من که یادم نمی ره  منو نبردی گردش مجردیناراحتناراحت

.

.

باشه مامانی ناراحت نباش دفعه بعدی منم می بری بابایی رو نمیبریم،بااااااااااااااااااااااشهاز خود راضیاز خود راضی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

بابایی
7 اردیبهشت 92 20:15
ماهان جونم کاریه که شده عوضش ماهم دو تایی میریم استخرباشههههههه


منم ميخاااااااااااااااام
بابایی
7 اردیبهشت 92 20:38
عزیزم خوشحالم که بهت خوش گذشته


ميسي عزيز دللللللللللللللللللللللم..عاااااااااااااشقتم تا ته ته دنيا
لیلا مامان پرنیا
8 اردیبهشت 92 12:15
ای خدا من همیشه تو همه پستها نظر میزارم چرا ثبت نمیشه
به هر حال ما همیشه بهتون سر میزنیم ودوستون داریم برای ماهان ومامان مهربونش


سلام عزيزم دستتون درد نكنه اكثر كامنتتونو دريافت كرديم و لذت برديم..مرسي از لطفتون پرنيا جونو از طرف ما ببوسين
مامان مانی مسافر کوچولو
8 اردیبهشت 92 13:41
سلام آخییییییییییییی نازیییییییییییی اکشال نداره خاله جون بزرگ میشی خودت با دوستات میری مامانیو نمیبری


حتما خاله ،براش دارم
عشــــــــــــق74
25 اردیبهشت 92 15:37
هـــــے باراטּ…
ببار …
مــــטּ سفر کرده اے دارمــــ که پشت پایش آب نریختمـــ…!


گاهی رهایش میکنی
و پشت سرش آب میریزی
و قناعت میکنی به رویای حضورش
به این امید که او خوشبخت باشد …!
انتظار نداشته باش
با ريختن آب
يا
بارش باران ..
..برگردد..
يا خوبخت شود....اينها فقط دلخوش كنين..براي دل سوخته
تازه وارد
30 اردیبهشت 92 8:38
الههههههههههههههههههههههی
چه دل پر دردی هم داره بچه.....
قربونش برم من


ميبيني تو رو خدا حالا يه بار تيري به تخته اي خورده ماماني مجردي رفته سفر ..چه علم شنقه اي بپا كرده اين ماهان
عشــــــــــــق74
1 خرداد 92 13:04
گفته باشم … من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند، سخت است بدانم میبینی و بی خیالی…