ماهان جونم ماهان جونم، تا این لحظه: 18 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره
آیهان منآیهان من، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

ماهانی وآیهانی قند و نبات

صعود به پله آبشار

 جمعه گذشته یه جمعه دبش و با حال برا هممون مخصوصا این ریزه میزه ها اللخصوص برا ماهان جونم بود،، با برنامه شب گذشته  و همراهی  خونواده آبجی سیما و آبجی فاطی  به پارکی که چندتا پست قبلی  گفتم  جدید کشفش کردیم و هنو به افتتحاحیش مونده بودو ما رفتیم  به افتضاح کشوندیمش ،، رفتیم و صبحونه رو تو یه آلاچیق خوشگل که اطرافش پر از گلهای الوان بود خوردیم و  با اینکه مسیر آسفالت شده داشت اما از اونجایی که ما خونوادگی ورزشکار و کوهنورد هستیم   ترجیح دادیم  بیشتر مسیر رو یعنی حدود 2700 متر کوهنوردی کردیم و از طریق کوه و کمر   به پله آبشار رسیدیم و بماند که چه ادا و اطفاری از خود در وکردیم و ...
7 آبان 1392

خداحافظی..

 خداحافظی سخته ولی مجبورم...  ماهانی جونم ،دوستای مهربونم  من دارم میرم!!!!!!!!!!!،، کجا؟؟؟؟؟؟  با روحیه ای که از من میشناسید ..خودتون حدس بزنید... 1-    با همسری به هم زدم و قهر میرم خونه بابام... 2-    از اداره اخراج شدم میرم خونه نشین شم و تریپ افسردگی بگیرم 3-    خدای نکرده،خدای نکرده یه مریضی دارم دیگه رفتنی شدم... 4-    کلا عطایش را به لقایش بخشیدم و میرم اونور آب....... 5-    گزینه ای دیگر در کار است/؟؟؟؟؟؟     هر هر هر . . . دارم میرم ماموریت  شیراز، مشهد ،،ماهان جونم فدات بشم که...
7 آبان 1392

یه جمعه دیگه وکوه پیمایی

یه صبح جمعه دل انگیز دیگه به خواست  نور چشممان ماهان جون  که وجودش آرامش ابدیست ،،وبرنامه رفتن به کوه پیمایی صبح جمعه به اتفاق هم  والبته ادای نذر من برا ثنا جونم که یه چادر برا نمازخونه امامزاده بود........   عزیز دلم ،،اخم هـای تــــــو...   بــالا تـرین لذت دُنیـــاست برایم....   ای که تَمام لـوس شدن هـایت دنیایییییییییییییییست  برای مَــن!!   "دوستت دارم" طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند،،،،،        کـوتـاه مـی گـویـم دوسـتت دار م ام ا !!!!!!!!!!!!!!!     &nb...
21 مهر 1392

کوهنوردی(عون ابن علی)ماهان جون

 جمعه هفته پیش  من  آماده شدم که به کلاس برم همسری و ماهانی ام آماده بودن یا به استخر برن یا کوه نوردی ،کلی ام اف مییومدن که بعضیامیرن کلاس سختشون میشه ما میریم کوهنوردی خوشبحالمون میشه منم با اینکه دلم میخواست برم کوهنوردی ولی کلاسم که جبرانی هفته پیش که  کنسلش کرده بودم واجبتر بود اما کلی همسری رو سفارش کردم که از ماهانی حسابی عکس بگیره و اینم نتیجه تلاشهای همسری جون و کوهنوردی ماهانمه الهـــــــــــــــــــــــــــــــی مامان فداااااااااااااااااااااااااااااااااااااای این کوهنوررررررررررررررررررررررررد خوشگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگل با اون موهای سیخ سیخی دلبر که دایی ابولفظلت زحمت آرایشگاهو برات ...
15 مهر 1392

بوی ماه مهر....

  دلت که گرفته باشد ،،،صدای ترانه که هیچ ...با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی..... آخ خدای من،،،،،،،، ماهان جونم نمی دونی  امروز چقدر ملََسَم،،ترش ترش برا خاطره بد امروزم و شیرین شیرین برا اولین روز تحصیلی تو با لباس فرمت،،اصلا همه روزهای شیرینم ملسن،،،ملسن چون یه جای کار میلنگه... یادش بخیر چه ذوق و شوقی برای اول مهر هر سال و مدرسه رفتن های خودم داشتم با لباس و کیف نو ،...عزیز دلم  امسال اول مهر چقدر زیباتر میشد با لباس فرمی که امروز برای اولین بار تنت کردی و حسابی دلبر شدی  اگر اول مهر ،، سالگرد اون تصادف وحشتناک و فوت خونوادم نبود....نمیدونم بخاطر دوازدهمین سالگرد از دست دادن خونواده ام باید ناراحت باشم ...
1 مهر 1392
1985 0 104 ادامه مطلب

دوچرخه سواری ماهان جونم...

اگر دریای دل آبی ست                                           تویی فانوس زیبایش اگر آیینه یک دنیاست                                               تویی معنای دنیایش تو یعنی یک شقایق را  ...
28 شهريور 1392

مادری سوخت تا فرزندش زنده بماند.....

سلام عزیز دلم..ماهان جانم  مامان فدای بند بند وجودت ،،حال الان من دیدنی و شنیدنی نیست،،اونقدر غرق در ماااااااااااااتم و ناراحتی ام که فکر میکنم تمام غم عالم به سر من ریخته،،،حال الان من حال مادر دل کندن از کودکش و کودک گم شده مادر است،،،،سر صبحی کلی انرژی داشتم ،کلی الکی خوش بودم و تو فکرم بود پست جدیدتو که دیشب کلی باهات هواپیما بازی کردیم و تو چقد شاد شدی رو برات یادگاری بنویسم..اما طبق عادت اول یه سر به سایت خبری زدم و ماجرای تصادف وحشتناک دو اتوبوس اسکانیا و کلی کشته و زخمی شدن آدما رو خوندم ...با اینکه دیروز این اتفاق افتاده بود و من فکر میکردم قسمتشون همینه و آدما موظفند یه جایی بدهیشونو به خدا که ،،جونشونه رو بدن ..اما همش صحنه ...
20 شهريور 1392

یاد بچگی.....

شنیدیم بعضیا کار و بارشونو ول کردن و زوم کردن به ما که کی پست جدید میزاریم تا ببینن بلاخره  پسملی ما رو از خونه بیرون کرده تا کمی به ریش نداشتمون بخندن یانه؟؟؟ ولی من  به مدد خدا هنوزم که هنوزه پا برجا و در حال مقاومتم و بیدی نیستم که به این بادا بلرزم بگم از دوشنبه هفته پیش ،،که دست آقا امام جعفر صادق (ع) که بنده ارادت خیلی خاصی بهشون دارم درد نکنه که شهید شده بودن و یه روز تعطیل داشتیم ،،نمیدونم چرا  با وجود ١٢ امام و ٥ تن آل عباء . و ١٢٤ هزارپیامبر همش یه چند تا تعطیل رسمی داریم ؟؟؟؟تبعیض تا کی و تا کجا عاااااااااااااااااااااااخه؟؟؟؟چرا وفات و شهادت و میلاد ائمه دیگه رو این آقایون بالا بالا نشین تعطیل نمیکنن...
18 شهريور 1392

میانجگری ماهان برا آشتی مامان و بابا

 سلام به روی ماه و ناز ماهان جون و همه دوستان مهربونی که همیشه  لطفشون شامل حال  من و ماهان جونم میشه ،،دوستان گل و ماهان عزیزم دیروز سومین امتحان استخدامی رو با موفقیت پشت سر گذاشتم  و امروز اومدم جبران یه هفته نبودن  و خاطره این هفته ماه ماهی جونمو بنویسم.. مثل تبلیغ کالاهای  صا ایران که یه زمونی میگفتن صا ایران هر روز بهتر از دیروزبعد برا خودشونم دو تا تائید دینگ دینگ میزاشتن،ماهان ما هم هر روز شلوغتر از دیروز میشه و ماشالله پر انرژی تر و کنجکاوترو کلی برا خودش دیلنگ و دولونگ داره از شیطنتهاش که بگذریم و برسیم به این هفته و شیرین کاریاش جمعه گذشته ،من و آبجی هام برا نام گذاری و مناسبت دهم تولد نی نی ...
17 شهريور 1392