اندر احوالات ما
واااااااااااااااااای خدای من اینجا چقد عوض شده ه ه ه 

وب چقد با حاااااااااااااال شده...
بزنم به تیر و تخته ،بچه ها ماشالله چقد بزرگ شدن
دلتنگ همتون شده بودم،اصلا دلتنگ ایران و ایرانی شده بودم

.
.
.
.
.
.الکی مثلا من خارج بودم

این الکیام الکی الکی مد شدنااااا
سلاااااااااااااااام دوستای خوب و نازم ،سلام گل پسر قشنگم،
فدای دلتنگیا و نگرانیای تک تکتون عزیزانم
مرسی ناهید مهربونم که هیچوقت فراموشمون نمیکنی
واقعیت اولا سرم به مراسمات پدر شوهرم بند بود نکه شهرستانن هر هفته میرفتیم میومدیم،بعدشم امتحاناتم بود..اععععععععععع امتحاناتمو گل کاشتم 


این نگارم همش بیست بیسته،منم بیست دارم اما 15،17 هم نمرن خب
امتحانات ماهان جونمم بود،، رقابت سطح استانی داشتن که گل پسر نازنینم ممتاز شده بود



فدای هوش و زکاوتش بشم که به خودم رفته
گل پسری نازنینم حالش خوبه خوبه جز یه سرماخوردگی مختصر
درس و مشقش عالیه،از مدرسه که میرسه اولین کارش تکالیفشه
و مهمترین علت غیبتمون نداشتن نت میباشد که به حول و قوه الهی و سخاوت دوستان با جمع آوری مقادیری کمکهای نقدی و انسان دوستانه بزودی این مشکل حل خواهد شد..شماره حسابم براتون میزارم که تا اینجا زحمت نکشین شخصا تشریف بیارین................الکی مثلا من خیلی براتون مهممممممممم
چون با گوشی میام نمیتونم براتون کامنت بزارم فعلا اما سرکی بهتون میزنم و خوشحال میشم از خوشیاتون،همتونو میبوسم ..در امان خدا باشین




اندر احوالات ما 



