سيزده بدر..
می دونم چی شد سیزده بدر شد / گوشم از جیغ و داد و نعره کر شد به یاد تعطیلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد از آجیل شب عید مونده تخمه / تموم پسته ها زیر و زبر شد رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد عروس تنگ من ، زندانی عید / از آن قصر بلوریش به در شد دروغ سیزده هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیکویی بسر شد سلام دوستاي خوبم ،،ماهان نفس و نازنينم ..سيزده بدر خيلي خوبي داشتيم با همراهي خانواده هاي دايي ها و خاله ها و وجود سنا جون و سارينا جون ماهاني حسابي خوش گذروند و نهار و شام كباب جوجه مخصوص دور هم در بزرگترين پارك تفريحي شهر با هم بوديم..و به خوبي نحسي امروز را بدر كرديم.. ...
نویسنده :
مامانی نازگلا
11:30




